Home Contact RSS

Archive

June 2006
July 2006
August 2006
September 2006
October 2006
November 2006
January 2007
March 2007

Friends

ویترین من
سینا
من و تو
یک عمرانی
فریماه
موج
نوه های حاج میرزا علی
پرستو
فرنوش
Lady Bird
عاشق تبادل لینکم…


Best Viewed : FIREFOX
with
1024 by 768 Resulotion
Template : Mehdi.MM

ای کامپیوتر من ...

بعد از یه عمری باز پول اومد تو جیبم. رفتم که براش نقشه بکشم که پی سی مبارک ترتیبشو داد .
بازم ...
آخه چرا؟؟؟
باورم نمی شه !!!
یکی یه وام 10000000 ریالی با بهره 3 در صد و بدون نیاز به ضامن برام پیدا کنه.
می خوام لپ تاپ بخرم.
باو کن می خوام بخرم . می خوام بخرم . می خوام بخرم ...



Mehdi@5:26 PM

من زنده هستم

خربزه قشنگه !!!!
منم خربزه دوست دارم !!!!
بقیه هم دوست دارم.
پس کمک می کنم که اونا هم خربزه بخورن. حتی اگه به قیمت آپ نشدن بلاگم و چک نکردن آفم تموم بشه.
اطلاعات بیشتر ...



Mehdi@6:59 PM

نمردم و شاعرم شدم

زندگی زیباست ، بهر مرد و زن ........... مشکل از کاربر ، عینک را بزن
عینکت نه فوتکرم ، نه دود باد ........... عینک طبی بذار بعد دید بزن



Mehdi@11:59 PM

به چه روزی می شه گفت مهم؟

همه روز ها مثل هم هستند. بامداد ، سحر ، صبح ، ظهر ، عصر ، غروب ، شب ، تمام.
ولی این وسط دلائلی هستند که روز را نسبت به روز های دیگه بر جسته می کنه.
این دلائل به دو دسته تقسیم می شن. عمومی و شخصی.
عمومی مثل عید یا ملی شدن صنعت نفت و ...
شخصی ها مثل روز بوقوع پیوستن اتفاقات مهم زندگی هر شخص.
حالا بعد از نوشتن این چند خط که نوشتن اونا نیم ساعت وقتمو گرفت(ما بین رایت سی دی ) می رسیم به اینکه کدامیک از دو مدل بالا جالب تره؟
در اکثر موارد سری دوم قشنگ تر از سری اول هستند. به نظر من نوع اول خیلی سادس و بعد از گذر زمان تکراری می شه ولی نوع دوم می تونه خیلی جذاب و هیجان انگیز باشه ، که البته این کاملاً بستگی به شخص داره.
تاریخ اولین تیغ زدن سیبیلم ، اولین سفری که به تنهایی رفتم ، اولین پولی که خودم در آوردم و ...
از اون اول این همه چپ و راست کردم که بگم 22 تیر تولد منه و من ای روز رو خیلی دوست دارم اما نه به خاطر متولد شدنم تو این روز بلکه ...



Mehdi@2:00 AM

آخه تیر هم شد ماه؟!

همش عادت کردن به گرما
همش پول لباس تابستونی دادن
همش دیدن دوستانی که ازشون دوری
همش تولد تمام کسائی که دوسشون داری
همش غصه شام شب تولد خودت
همش قرار گذاشتن برای دو ماه دیگه
همش بد قولی های بدهکارات
همش (جای خالی) که در انتها به بی پولی می انجامد
و همش ...
..............................................................................................

از موارد بالا نصف مثبت و نصف منفی بود و از اونجایی که من شخص خوش بینی هستم سه نقطه آخر هم به فال نیک می گیرم و همه با هم نتیجه می گیریم که :



Mehdi@1:27 AM

نیت کار اصلاً مهم نیست...

هیچ کاری نیست که بدون نیت انجام بشه(بعد از 3 ثانیه فکر کردن به این نتیجه رسیدم) ، حالا یک سری نیت ها به زبون می یان و خیلی سری هم نه.
قصه ما هم سر نیت هایی است که به زبون نمی یان. چون زبونی ها ، اکثراً کلیشه شده ، اصلاً حال نمی ده و در نتیجه نمی تونه سوژه خوبی باشه.
برای انجام هر کاری تو زندگیم نیت کردم و نتیجه ها متغیر بود. بعضی ها خیلی عالی به سرانجام می رسید و بعضی ها به هیچ وجه ... .
بعد از دو ثانیه فکر کردن به این نتیجه رسیدم که اون سری از کارها که به نتیجه نمی رسید ، فقط نیت داشت ولی اونایی که سر انجامی داشتن علاوه بر نیت (جای خالی ) هم داشتن.
این جای خالی رو من از اعماق وجودم حس می کنم و اصلاً نمی دونم اسمش چیه ، چون حتی 1 ثانیه هم وقت ندارم که بهش فکر کنم.
فقط می دونم که الان خوشحالم از اینکه این ( جای خالی ) رو بهمراه نیت برای درس خوندن دارم. (حسی که هیچ وقت نداشتم )
پس اگه دانشجوی امیر کبیری سال بعد می بینمت.
به نظر من ضرب المثلی که می گه : (نیت کار مهمه ) مشکوک می زنه، چون من اینو به خودم ثابت کردم که :





Mehdi@1:58 AM

تجربه های من

چاه نکن بهر کسی اول خودت دوم کسی
تو زندگیم این شعر رو به تعداد تمام موهای دماغم شنیده بودم، ولی امروز تونستم از اعماق وجودم درکش کنم.
تجربه دردناکی بود.
و احتمالاً فردا هم واژه زیبای "دوبهم زنی " رو تجربه می کنم که امیدوارم به دردناکی چاه کندن نباشه.
من عاشق واقعی دو نقطه دی هستم ، پس دو نقطه دی



Mehdi@9:52 PM

نمی دونم، فقط کاش شاید مبهمه

نمی دونم چی بنویسم، فقط دوست دارم بنویسم. کاش می تونستم با خط خودم بنویسم، شاید اونجوری نوشته هام قشنگ می شد.(تو فکرشم)
چند وقته حس می کنم نوشتن بهم حال می ده. ولی وقتی کسی با نوشته من حال نکنه یعنی چی؟ یعنی اینکه بی نهایت منهای بی نهایت و جوابشم مبهمه.
اینو گفتم که بگم رشتم ریاضی بوده . ولی کاش می رفتم هنر ، گرافیک و از این سری مزخرفات.
از این مدل کارا خوشم می یادولی وسطای وجودم سوسول بازی می دونمشون.
اصلاً بعضی وقتا یه حس دو نفره دارم. حسی که نمی تونه از وجود یک نفر باشه، خودم فکر می کنمکه قرار بوده دو نفر باشم(شاید دو قلو)که خوب نامردی کردم و شدم فقط مهدی ،حالا هم اون خواهر یا برادر نیمه فنا شده من داره خودشو از اعماق وجودم می ندازه بیرون.
اگه این قضیه رو از دید ریاضی بررسی کنیم می رسیم به همون بی نهایت منهای بی نهایتکه جوابش مبهمه و همیشه همینه!!
کلی به خودم می پیچم و برمی گردم سر خونه اول.
عقلم سالمه؟؟؟



Mehdi@9:52 AM

بازم نشد


بعد از چند روز که چیزی پست نکردم ،خوایتم یه کاری کنم که بازم نشد.
آخه همین 2 دقیقه پیش تماشای فیلم پرنده های خوار دوست یا خوار زار یا خوار دار رو تموم کردم و خدائیش هنوز تو کف سکانس آخرشم.
هر کی این فیلم رو ندیده بهش پیشنهاد می گنم که گیرش بیاره و ببینش ولی یک بار چون فکر کنم یه فیلم 10 ساعته رو باید یک بار نگاه کرد.



Mehdi@1:54 AM