Home Contact RSS

Archive

June 2006
July 2006
August 2006
September 2006
October 2006
November 2006
January 2007
March 2007

Friends

ویترین من
سینا
من و تو
یک عمرانی
فریماه
موج
نوه های حاج میرزا علی
پرستو
فرنوش
Lady Bird
عاشق تبادل لینکم…


Best Viewed : FIREFOX
with
1024 by 768 Resulotion
Template : Mehdi.MM

یه مطلب ...

---------------------------------------------
---------------------------------------------
------------------Click Here----------------
---------------------------------------------
---------------------------------------------



Mehdi@12:24 PM

غیر عادی ترین و شاید بهترین

شب احیای امسال غیر عادی ترین و شاید بهترین شب احیای زندگیم بود.
دیشب در یک نگاه:
1-افطار
2-بیمارستان مسعود و آمپول
3-مجید اومده.رفتم پیشش (مثل قدیما)
4-شازده قاسم و مراسم احیا
5-نصفه شب و امامزاده جعفران !!!!!! (غیر عادی ترین قسمت )
6-شازده قاسم و سحری
7-تپه نور الشهدا و هوای سرد
8-خونه

آخرای مراسم احیای دیشب ،یاد نیما افتادم
خیلی جاش خالیه
شاید اگه نیما هم دیشب بود ،تیتر این پست عوض می شد
خدائیش چه زندگیه قشنگیه !!!! شاید هم ....

......................
ح ق د 1-ساعت چهار صبح ، چایی نمی خورین؟
ح ق د 2-کمپرسور ......مفیدی
ح ق د 3-گوسفندو بنداز بیرون
ح ق د 4-1تخت ، 2 پتو ، 4 نفر ، هوای مطبوع !!!



Mehdi@1:39 AM

زندگی با همه رنگبندی هاش، بو می ده ، مزه کن !!!

این روزا تا ظهر خوابم و تو خواب ،رنگ های قشنگی از زندگی می شه دید.
از ظهر تاافطار ، هوشیار بودن کامل سخته (ولی ممکنه) ، پس زندگی رو بو می کنم. (بوی شامی میده )
وقت افطار زندگی مزه های خوبی به خودش می گیره.

شبها هم که ...........خیلی اتفاقات تو زندگی رخ می ده، مثل نوشته شدن مطالب این وبلاگ.



Mehdi@1:55 AM

خاطره

سال 42 بود . داداشم یه پیکان 58 خرید و بهم گفت بریم مسافرت.
ولی من بهش گفتم : نه!!! چون دلیل داشتم.

مخاطب سیریش: دلیلت چی بود؟
_ داشتم به ساختن این وبلاگ فکر می کردم
مخاطب احمق: حالا ساختی؟
_ ........سکوت ........ و یه نگاه عاقل اندر صفیح
مخاطب منطقی : حالا چی داشت برات؟
_ همینکه جایی بود که افکارم توش هوا بخورن ، بسه برام.
مخاطب خوب: حالا تا چه موقع ادامه می دی؟
_ راستش می خوام برا کنکور بخونم ، ولی خیلی دوست دارم که این وبلاگ مثل وبلاگای قبلیم تبدیل به خاطره نشه.



Mehdi@12:39 AM

تفاوت ها را حس کن

جواب چرا میشه فلسفه!
جواب چگونه میشه علم!


تا جایی که یادم میاد همیشه دنبال چِرای اتفاقات بودم، دنبال دلیل بود و نبود چیزی. اما هرچی جلوتر رفتم کمتر فهمیدم. چون کسی به سوال هام پاسخی نداد.
شاید سوال های من پاسخ نداشتن!
شاید هم کسی که بهش رجوع کرده بودم نمیدونست و جوابی نداشت!
یا باز هم شاید سوال های من جواب داشتن و ازم دریغ شد!
و یه شاید قویتر! شاید چون این روزا همه عالم اند و هیچکس فیلسوف!

دوست شصت و دویی ، ایمیلتو میدی؟؟؟



Mehdi@5:04 AM

غیر قابل پیش بینی

همیشه که دو ،دو تا ، چهار تا نمی شه .



Mehdi@4:24 PM